خب،در پست قبلی گفته بودم که چند تمرین برای بازیگری ارایه می کنم.
برای بازیگری خصوصیاتی رو ذکر کردم که باید اون ها رو در خودمون پرورش بدیم.و حالا چند تمرین.
تمرین بیان
*می توانید بلند بلند از روی کتاب یا یک متن بخوانید.هر دفعه روی یکی از اجزای کلمه تاکید کنید.مثلا در جمله ی زیر هر دفعه روی کلمات سیاه/ضخیم تاکید کنید:
محققان منشا تاتر را از آیین می دانند.
محققان منشا تاتر را از آیین می دانند.
محققان منشا تاتر را از آیین می دانند.
محققان منشا تاتر را از آیین می دانند.
محققان منشا تاتر را از آیین می دانند.
*لحن های دیگری که می توان با آن جمله را ادا کرد امتحان کنید.حالت سوالی،خوشحالی،شک و تردید،ژست زنانه،لحن کودکانه،خشم،لفظ قلمی یا حتی لحن لاتی.
*از آن جمله های سرگرم کننده ای که به بچه ها می گویند با خود تکرار کنید " آهویی رفته بود چرا/نه خود چرید نه بچه را/پس چرا رفته بود چرا" و از این قبیل. در تمام مدت باید سعی کنید تک تک حروف را به صحیح ترین شکل ممکن و کامل ادا کنید.در جمله ی مذکور هدف تلفظ صحیح حرف چ در برخورد با سایر حروف هست.
تلفظ صحیح حروف (ر)و(ل)
در لرستان نهُ لر استُ هر لُری نهُ نَره لُر نَرِه لَر چِهِ نره لر هر نره لر نه نره لر
حرف سین
رشتهی تسبیح اگر بگسست، معذورم بدار! /دستم اندر ساعد ِ ساقیّ ِ سیمین ساق بود!
حرف خ
خیال ِ خال ِ تو با خود به خاک خواهم برد /که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
حرف شین
شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی! /غنیمت است چنین شب که دوستان بینی
رسم عاشق کشی و شیوهی شهرآشوبی /جامهای بود که بر قامت او دوخته بود
حرف چ
سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند /همدم گل نمیشود، یاد سمن نمیکند
حرف ک
که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند؟ /که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد؟
*تکرار مصوت های آ - اَ -اُ -اِ -ای با صدای بلند
*خواندن آوازهای ریتمیک،مثل آواز "یار دبستانی من"
* آشنایی با سلفژ و موسیقی،آواز خواندن با نت های صحیح
*برای تمرین رها سازی صدا،مخصوصا برای خجالتی ها که عادت ندارند با صدای بلند حرف بزنند: در اتاق را ببندید،یک بالش جلوی دهان خود بگیرید و از ته دل فریاد بزنید!! می دانم اولش حس مسخره ای به آدم دست می دهد ولی این تنها کاری است که برای رهاسازی باید انجام دهید.بالش هم فقط نقش خفه کردن صدا برای عدم ایجاد مزاحمت برای دیگران را دارد.
تمرین تمرکز
* بازی های دسته جمعی.مثل اسم-فامیل(!)
*بازی استوپ هوایی را خاطرتان هست؟آن قسمتی که برای هم اسم می گذاشتید؟ همین بخش از بازی را با دوستان خود انجام دهید.چند نفری یک توپ را با سرعت بین هم رد و بدل کنید.برای خود و هم بازی ها اسم بگذارید.موقع پاس دادن توپ اسم خود و اسم کسی که توپ را به او می دهید بلند بگویید.مثلا اگر اسم شما فلفلی است(!) و می خواهید توپ را بدهید به دوستتان زنجبیل .می گویید " از فلفلی به زنجبیل". هر کس خطا کرد و اسمی یادش رفت یک صفت به دنبال اسمش اضافه می کنید تا طولانی تر شود.مثلا فلفلی بی مزه.هرچه این اسم ها بلندتر شود بازی هم سخت تر می شود و به تمرکز بیش تری نیاز دارد.اسم های خنده دار هم بازی را جالب تر می کند چراکه وقتی با سرعت توپ را رد و بدل می کنید فرصتی برای خنده ندارید و باید بر خنده ی خود هم غلبه کنید.
*از روی یک متن نمایشنامه یا کتاب با صدای بلند بخوانید.سعی کنید لحن تان صحیح باشد و به موقع در صدای خود اوج و فرود داشته باشید.در همین حین سایرین باید شما را احاطه کنند و شروع کنند به مسخره کردن شما!! با صدای بلند به شما می خندند،ممکن است ادایتان را در بیاورند یا از شما سوالی بپرسند.کاری که شما باید بکنید این است که به هیچ وجه به آن ها توجه نکنید و متن خودتان را بخوانید،آن هم صحیح.به حرف های خنده دار بی توجه باشید و بچسبید به نقش خودتان! این تمرین را می توانید دسته جمعی قبل از تمرین یک نمایش انجام دهید.
*تماشاگر داشته باشید.وقتی با خودتان یا با دوستان نمایش یا نقشی را تمرین می کنید از دیگران بخواهید بیایند و بازی شما را تماشا کنند.خانواده،دوستان خواهر و برادر. می توانید از کسانی هم که نمی شناسید دعوت کنید.مثلا دوست خواهرتان آمده خانه ی شما و می خواهید تمرین کنید.از او هم بخواهید کار شما را ببیند و به عنوان یک بیننده ی معمولی نظر بدهد.گاهی بیننده های معمولی نظراتی می دهند که از نظر صدتا بیننده ی حرفه ای تاتر جالب توجه تر است.فایده ی دیگر این کار این است که خجالت شما جلوی غریبه ها می ریزد و می توانید تمرکز و آرامش خودتان را حفظ کنید. آن وقت روز اجرای نمایش از دیدن جمعیتی که صندلی ها را پر می کنند به وحشت نمی افتید.
خود من برای تفریح و البته تمرین تمرکز یکی از آن کارهایی می کنم که به عقل جن هم نمی رسد.البته از شما نمی خواهم چنین حرکت هایی بکنید.فقط محض اطلاع آن هایی که در مورد کارهای خودم کنجکاوی می کنند می گویم.مثلا می خواهم یک متن انگلیسی را ترجمه و تایپ کنم.متن را می گذارم جلویم و پشت کامپیوتر مینشینم.یک موزیک فرانسوی هم می گذارم.شروع می کنم،متن انگلیسی را می خوانم و هم زمان فارسی تایپ می کنم و در عین حال با صدای بلند آواز فرانسوی می خوانم.خیلی بهم مزه می دهد!
* یک تمرین دیگر.تمرین حفظ تعادل.یک پا را بالا بگیرید و سعی کنید تعادلتان را حفظ کنید.در حالت های مختلف با یک پا بایستید،در عین حال با دیگران حرف بزنید.وقتی توانستید یکی دقیقه با یک پا بایستید و دیگر در این کار مشکلی نداشتید تمرین دیگری بکنید.می توانید در اتوبوس یا مترو بایستید (ایستادن معمولی با دوپا) اما دستتان را به جایی نگیرید.سعی کنید محکم بایستید و با تکان های قطار یا اتوبوس تعادلتان را از دست ندهید.
تمرین برای گرم کردن اجزای صورت
چهره ی شما نشانه ی درونیات شما است.در تاتر و موقع بازی باید بتوانید با میمیک چهره حس خودتان را تماشاگر انتقال دهید.قبل از تمرین نمایش،اجزای چهره تان را مثل بدن گرم کنید.بعضی ها برای گرم کردن چهره با دست صورتشان را مالش می دهند،این کار بسیار غلطی است.صورت هم درست مثل بدن است.مگر ما با ماساژ بدنمان را گرم می کنیم؟البته که نه،برای گرم کردن بدن باید ورزش کرد.برای گرم کردن صورت هم باید صورت را ورزش داد.جلوی آینه بایستید و تا می توانید از خودتان شکلک در بیاورید.محکم اخم کنید.آن قدر پهن لبخند بزنید تا تمام دندان هایتان پیدا شود.صدای (ای) را آن قدر محکم ادا کنید که نیشتان تا بناگوش بازشود(!) لب ها را کاملا غنچه کنید،با غلو کلمه ی هلو را به زبان بیاورید.زبانتان را تا می توانید بیرون بیاورید و تکان بدهید.ببینید ترسناک ترین چهره ای که می توانید از خودتان بسازید چه شکلی است؟! خنده دارترین چهره چطور؟ غمناک ترین؟ خشمگین ترین؟...و الی آخر.با این ورزش عظلات چهره ی شما به کار می افتد و راحت تر میمیک های چهره صحیح (با توجه به نمایش و نقش مورد نظر) را به خود می گیرید.با تمرین حرکات زبان هم،زبان بهتر در دهان می چرخد و امکان تپق زدن شما کم می شود.چراکه یاد گرفته اید زبان و دهانتان را به طور کنترل شده حرکت دهید.
همه کسانی که می خواهند بازیگر شوند بخوانند.تمام و کمال!
سوال:من امسال می خوام کنکور هنر بدم. اما فکر می کنم برای آزمون عملی مشکل دارم. آخه من توی اتاق خودم وبرای خودم اکت هایی رو در می یارم و بازی می کنم ولی وقتی می خوام همونا رو برای کسی مثلا خواهرم اجرا کنم نمی تونم و خجالت می کشم و اساسا هم خنده ام می گیره!! می خوام بدونم این یعنی من توی بازیگری استعداد ندارم؟ و نباید سراغ این رشته بیام یا این که این اجرا های ضعیفی که برای خودم دارم و خجالت و خنده های بی دلیلم به مرور زمان و با تمرین حل می شه؟ البته من فقط در رابطه با آزمون عملی نمی گم فرض رو بر این بذار که من اصلا آزمون عملی رو هم قبول شم یا نه اصلا رتبه من به حد نصاب لازم برای بازیگری نرسه و بخوام از طریق کلاس های بازیگری این رشته رو دنبال کنم اصلا من با این خصوصیاتی که گفتم به درد بازیگری می خورم و این مشکلات به مرور زمان رفع می شن یا نه؟
لطفا سوالم رو جواب بده و بی جوابش نذار چون برای انتخاب رشته و خیلی مسائل دیگه به جواب این سوال نیاز دارم. بیتا.
..............................................................................
*اون چه که می خوام بگم برای همه کسانی است که می خواهند بازیگر شوند و در تصمیم خودشون هم جدی هستند.پس با دقت بخونید،تمام چیزهایی که باید بدونید و من می تونم بهتون بگم همین هاست!
*برای بازیگری داشتن چند ویژگی ضروری است:
تمرکز_پر رویی(!)_حضور ذهن_حافظه ی خوب_بدن آماده.
در مورد هرکدام توضیح می دهم.ببین آیا این ویژگی ها را داری؟ چراکه هیچ کس بهتر خودت تو را نمی شناسد،مگر نه؟خوب،حالا شروع می کنیم.
حفظ تمرکز:وقتی خنده ات می گیرد باید روی یه چیز دیگه تمرکز کنی تا عامل خنده دار رو فراموش کنی.مثلا دو تا از انگشتای دستت رو محکم بهم فشار بدی تا در حین بازی حواست بره به فشار انگشت.اون وقت خندت بند میاد.خود من خیلی خیلی می خندم،حتی از ترک دیوار هم خندم می گیره.اولین بازی هام هم در یک کار کمدی بود که خودش خنده دار بود.وقتی به بازی خودت،یا این که الان چه شکلی شده ای یا این که ممکنه در حین حرکات خاصی مضحک به نظر برسی فکر کنی طبیعتا خندت می گیره.اما اگه توی صحنه باشی و بدونی که مثلا عوامل پشت صحنه همه منتظر تو اند و تماشاگر ازت یه انتظارایی داره خنده ی خارج از بازی رو فراموش می کنی.حتی اگه کارت کمدی باشه و تماشاگرا جلوت ریسه برند تو تمرکزت رو حفظ می کنی و دیگه نمی خندی.این از این.
به کسی پیشنهاد کن که با هم بازی کنید.حتی اگه درآوردن ادای یه نفر دیگه باشه(!)شروع بدی نیست.{گرچه ادا درآوردن هیچ وقت به معنی بازیگری نیست اما برای راضی کردن خواهر یا یه دوست برای هم بازی شدن راه خوبیه
} با یه نفر دیگه بازی کن و هرچقدر دلت می خواد بخند.اما دوباره و دوباره کار رو تکرار کن تا موقعی که خنده کاملا محو بشه.وقتی با کس دیگه ای بازی می کنی و باید کاملا حواست باشه که طرف مقابلت چی کار می کنه تا بتونی کنترل شده جوابش رو بدی،خودش تمرکزت رو بالا می بره.فراموش نکن که یکی از ویژگی های مهم بازیگر حفظ تمرکزه.
و یه ویژگی مهم دیگه پررویی!!
خیلی ها از صحبت در جمع یا سخن رانی برای دیگران خجالت می کشند.چنین افرادی طبیعتا نمی تونند بازیگر بشند.مگر این که روی خودشون حسابی کار کنند.چه کاری؟ تمرین صحبت در جمع،تمرین خودنمایی(!) حاضر جوابی و هرکار دیگه ای که نشانه ای از پررویی باشه.چراکه بازیگر هیچ وقت تنها نیست.همیشه عده ای هستند که او را تماشا می کنند و حرکاتش را با دقت زیر نظر دارند.چه تماشاگران تاتر و چه حضار و عوامل فیلم برداری در سینما و تلویزیون.و خوب است که بازیگر بلبل زبان هم باشد(حضور ذهن بالایی داشته باشد).فرض کن بازیگر مقابلت دیالوگش را فراموش می کند،تو باید آن قدر حضور ذهن و خلاقیت داشته باشی که بداهه چیز درستی بگویی که اشتباه طرف مقابلت را جمع و جور کنی.یک ویژگی دیگر،
حافظه ی خوب برای حفظ کردن دیالوگ ها.به خاطر سپردن کلمات برای ادای صحیح جملات.کسی که تمرکز و حافظه ی خوبی دارد حتما بازیگر خوبی می شود. تا به حال دیده ای که خیلی ها بر سر جلسه امتحان،همه چیزهایی را که خوانده اند و فکر می کنند بلدند فراموش می کنند؟ استرس و اضطراب،ترس از صحنه باعث می شود که گاهی دیالوگ های خود را فراموش کنیم.هم در جلسه امتحان،و هم در صحنه ی تاتر کسی موفق است که بتواند آرامش خود را حفظ کند(باز این برمی گردد به تمرکز).
بیان خوب.یعنی کلمات را صحیح و رسا ادا کردن.در سالن نمایش وقتی روی صحنه حرف می زنی،باید صدایت آن قدر بلند باشد تا حتی آن هایی که ته سالن نشسته اند هم حرف هایت را درست بشنوند.بیان خوب یعنی صحیح ادا کردن کلمات.هیچ تماشاگری از بازیگری که مثلا (سین)ش می زند یا به اصطلاح کلمات را می خورد خوشش نمی آید. داشتن لهجه هم ویژگی خوبی نیست.ایرانی و خارجی فرقی نمی کنه،لهجه لهجه ست.البته این به این معنی نیست که آن هایی که لهجه دارند نمی توانند بازیگر شوند.می توانند،اما فقط برای نقش های خاص در نمایش های معدود ازشان استفاده می شود.تصور کن یک ایرانی جنوبی چقدر قشنگ می تواند نقش یک آبادانی را بازی کند.اما چنین کسی،آیا می تواند با همان لهجه در یک نمایش جدی نقش یک کابوی آمریکایی را بازی کند؟! اگر بازی کند واقعا نمایش مضحکی از آب در می آید!مگر آن که لهجه اش را به گویش فارسی معیار تغییر بدهد.
بدن آماده. ورزش بدن را نرم و آماده می کند.تمرینات ورزشی،رقص،ژیمناستیک و یوگا برای آماده کردن بدن فوق العاده هستند.مخصوصا رقص،چون انجام حرکات ریتمیک از قبل تعیین شده به حافظه ی حرکتی بدن کمک می کند.ورزش ایروبیک هم همین طور چراکه غیر از بدن مغز را هم به کار می اندازد تا حواست باشد بعد از هر حرکت چه حرکتی باید انجام دهی.چرا باید بدن را آماده کنیم؟ وقتی کسی با بدن نرم و آماده به روی صحنه می آید (و از انجام حرکات جلوی چشم دیگران خجالت نمی کشد-همان موضوع پر رویی) می تواند حرکات بازی خود را کامل و درست اجرا کند.چون تاتر که فقط دیالوگ گفتن نیست،هست؟ در تاتر باید حرکات معمولی و روزمره رو به شکلی "نمایشی" اجرا کرد تا تبدیل به نمایش شود.
طبیعتا این خصوصیات رو نمی شه در یک نفر یکهو پیدا کرد.همه ی این ها تمرین می خواد.خود من در حال حاضر دارم بدنم رو آماده می کنم،چون در زندگیم هیچ وقت درست و حسابی ورزش نکرده ام،اما همیشه رقصیده م و حرکات تند و تیزی دارم.حالا با ورزش دارم سعی می کنم قدرت بدنیم رو بالا ببرم تا وقتی چند ساعت روی صحنه یا مشغول تمرین هستم کم تر خسته بشم.شاید برات جالب باشه اگه بدونی من انقدر خجالتی بودم که هر وقت میومدم روی صحنه جلوی دوستام هول می شدم.گرچه برای سخن رانی در جمع و صحبت با غریبه ها و بزرگ تر ها سرم درد می کرد اما هنوز خجالت در بازیم دیده می شد.حالا دیگه چندان خجالت نمی کشم،روی صحنه آرامش خودم رو حفظ می کنم. و با این که هیچ وقت دنبال بازیگری نبودم مدام از کارهای دانشجویی پیشنهاد بازیگری دریافت می کنم.
حالا! همه ی این صغرا کبراها رو گفتم.اون چه که تو به عنوان یه متقاضی بازیگری باید انجام بدی اینه.باید ببینی آیا حافظه ت خوب هست؟مثلا در مدرسه درس های حفظی رو خوب حفظ می کردی؟ آگهی های تلویزیونی رو چی؟می تونی از حفظ آگهی ها رو بگویی؟ تمرکزت چطور هست؟ وقتی در خانه سرو صدا هست می تونی کتاب بخونی و حواست پرت نشه؟ حست چطور هست؟ مثلا آیا وقتی یک فیلم تاثیرگذار نگاه می کنی، خودت رو جای نقش می گذاری و همراه بازیگر گریه می کنی؟ آیا وقتی جلوی غریبه ها حرف می زنی سرخ و سفید می شوی و عرق می کنی؟ یا برعکس،آن قدر خودنمایی می کنی که همه نگاهت کنند؟چند تا از این ویژگی ها رو در خودت می بینی؟ هر چقدر زمینه های بازیگری رو داشته باشی طبیعتا راه آسان تری برای بازیگر شدن در پیش داری.اما می تونی با تمرین زمینه های دیگر رو در خودت ایجاد کنی.در پست بعدی چند راه کار برای تمرین ساده بازیگری می نویسم که می تونی خودت انجام دهی.
پی نوشت:ببخشید از اون جایی که این پست رو یک سره ننوشتم و بینش وقفه افتاد کلی مشکل دستوری داره و فرصت تصحیحش رو هم ندارم.به بزرگی خودتون ببخشید!
*من ترم 1 آمار هستم.منتها دیوونه ی هنرم...خصوصا کارگردانی و بازیگری
می خوام امسال کنکور هنر دانشگاه ازاد بدم.می خواستم ببینم چی کار کنم؟
توی عمومی ها که هیچ مشکلی نیست...اما تخصصی ها...
کتاب زرد قلمچی کفایت می کنه؟تهران هم می خوام...
گویا فقط نمایش-تهران مرکز هست..راهنماییم کنید ممنون میشم
*دوست عزیز
بله دانشگاه آزاد رشته ی هنر فقط تهران مرکز هست. خوبه که در دروس عمومی مشکلی نداری.ولی این دروس تخصصی هستند که بیش ترین ضریب و اهمیت رو دارند. از من می شنوی اول بچسب به خود کتب درسی،بعد از مطالعه ی خود دروسه که باید تصمیم بگیری از کدوم کتاب کمک درسی یا تست استفاده کنی.زرد قلمچی هم خوبه.
ولی یه سول،چرا دانشگاه آزاد؟صد البته که کنکور آزاد خیلی ساده تر و ورود بهش آسون تره.در کنکور آزاد رتبه ی خودم ٢٣ شده بود.از اون جایی که ترم دانشگاه آزاد از مهر ماه شروع می شه(برخلاف سراسری که از بهمن شروع می شه) خود من یک دور ترم یک نمایش رو در دانشگاه هنرو معماری(آزاد-تهران مرکزی) گذروندم و خلاصه این که تجربه ش رو دارم.باید بگم وقتی همون درس ها رو در دانشگاه هنر دوباره خوندم دیدم اساتید و شیوه ی تدریسشون زمین تا آسمون فرق داشت.استادهای تهران مرکز (به جز دروس عمومی) واقعا چیزی یاد نمی دادند،ضمن این که برای اون یک ترم بی خودی پانصدهزار تومن شهریه داده بودم.
حرفم اینه که می تونی کنکور آزاد بدی و اگه فقط همون جا قبول شدی به اون جا بری، اما تمرکز اصلیت روی سراسری باشه.به این دید نگاه کن که دانشگاه سراسری به خاطر مصاحبه ای که داره دانشجویانش منتخب هستند.همین دانشجویان و هم کلاسی ها هستند که در آینده در تاتر همکار تو خواهند شد.پس چه بهتر که هم کلاسی ها و همکاران با معلومات تری داشته باشی.برای قبولی در سراسری هم باید بیش از پیش درس نمایش و سینما و دروس تخصصی مخصوصا کتب رشته گرافیک رو بخونی.فراموش نکن که بیش ترین بخش های منایع کنکور هنر مربوط به گرافیک و نقاشی هستند و حتی اگر رشته ی مورد نظرت موسیقی باشه باید اونا رو بخونی.
* من نگین هستم و دانشجوی رشته ی گرافیک در مقطع کاردانی می خوام برای کار شناسی حتما کارگردانی بخونم از کجا باید شروع کنم
*نگین عزیز
این که از قبل با رشته ی گرافیک آشنایی داری کمک خیلی خوبی برای تو محسوب می شه.داشتن آگاهی یا زمینه برای مطالعه، یادگیری اون ها رو تسریع می کنه.
طبیعتا برای خوندن رشته ی تاتر باید مثل همه داوطلب ها کنکور بدی.ورود به گرایش کارگردانی یا هر گرایش دیگه،موضوعیه که در آخر ترم ۴ دانشگاه سراسری مشخص می شه.
بعد از کسب اطلاعات از این که دفترچه های کنکور کی پخش می شه و...شروع کن به مطالعه ی کتاب های دروس هنر و منابع کنکورهنر.در بخش آرشیو موضوعی همین وبلاگ (ستون سمت راست)می تونی منابع کنکور هنر رو پیدا کنی.سعی کن این منابع رو دقیق بخونی،لازم نیست روزی ده ساعت وقت بذاری.به جای کمیت کیفیت مطالعه ت رو بالا ببر.چراکه اگه پنج ساعت مفید و مفهومی بخونی،بهتر از اینه که ده ساعت بدون درک کردن خونده باشی.
*سلام من رشتم انسانی ولی دوس دارم کنکوره هنر بدم متاسفانه کسی رو ندارم که بتونه تو این زمینه کمکم کنه اگه شما راهنماییم کنین خوشحال میشم
. اینم شمارمه **********
*دوست عزیز
من از طریق ایمیل یا تلفن به کسی مشاوره نمی دم.اما می تونی در این وبلاگ هر سوالی داشته باشی بپرسی و من هم اگر جوابش رو بدونم کمکت می کنم.
در آرشیو موضوعی این وبلاگ بخش های منابع کنکور هنر - پاسخ سوالات-گرایش های رشته تاتر- و مشاوره کنکور هنر (٢ تا هست) رو پیدا کن و تمام پست های مربوطه رو با دقت بخون.
کتاب هایی رو که در بخش منابع کنکور هنر نام برده ام تهیه کن.در بخش پاسخ سوالات سوال های دیگران و جواب هاشون رو بخون حتی اگه به نظرت بی ربط اومدن(!) ولی مطمءن باش بهت کمک می کنن تا دید واضح تری از رشته هنر به دست بیاری.موفق باشی.
موضوع:رنگ در صحنه
دانشجو: ساحل اسماعیلی
درس: مبانی طراحی صحنه2
استاد مهدیزاده
*استفاده از مطلب با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مجاز است!
ادامه مطلب
موضوع:رنگ در صحنه

دانشجو: ساحل اسماعیلی
درس: مبانی طراحی صحنه2
استاد مهدیزاده
*استفاده از مطلب با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مجاز است!
ادامه مطلب
با توجه به این که اساتید تاتر عادت دارند به دانشجویان خودشون به عنوان تکلیف تحقیقات عجیب و غریب بدند،و با توجه به این که موضوعات این تحقیقات چیزهاییه که اصلا در کتابخونه های عمومی و دانشگاهی و تخصصی کتاب درست و حسابی درباره ش پیدا نمی شه... و باز با توجه به این که دنیای اینترنت فارسی بسیار ناقص و از مطالب تخصصی تاتر تقریبا خالی یه و توش چیزی برای تحقیق پیدا نمی شه.... تصمیم گرفته م که تحقیقات خودم (و دوستانم رو در صورت توافق) در وبلاگ دوران دانشجویی بروی نت بیارم تا مرجعی باشه برای سایر دانشجویان و هنردوستان در پژوهش های بعدی.
گرچه ممکنه چنگی به دل نزنه ولی از " هیچی" بهتره!نه؟
*ضمنا هر استفاده ای از این تحقیقات با ذکر نام وبلاگ مجازه!
موضوع:الکساندر تایروف کیست؟
گرد آوری و ترجمه:ساحلاسماعیلی
درس مبانی کارگردانی2
استاد : کشن فلاح
(در ادامه مطالب)
ادامه مطلب
|
||||||||
|
||||||||

پیش نوشت: دلم نمی خواد برای خوانندگان کنکوری این وبلاگ از مشکلات سیاسی دانشگاه و این جور چیزها بنویسم.بهتره اگر مثبت نیستیم حداقل منفی نباشیم.اگر روحیه نمی دیم روحیه نگیریم.واقعا دلم می خواد لایقان رشته ی هنر در آرامش باشند و روزی برسه که همه شون در بخش نظرات این وبلاگ خبر قبولی شون رو بهم بدند.برای همگی واقعا آرزوی موفقیت می کنم
اگر از وقت استراحت بین مطالعه تون دقایقی باقی مونده،به ادامه ی مطالب برید
ادامه مطلب
* برای کسانی که در مورد درس ها و واحدهای رایش های مختلف سوال دارند.
*منبع: سایت روزنامه آفرینش.
نمایش
دیباچه: "آ های! سلام. با شماها هستم!"این عبارت ساده که عنوان یک نمایشنامه آمریکایی اثر "ویلیام سارویان" می باشد، علت وجودی تئاتر را توجیه می کند. چرا که تئاتر توسط افرادی در جهان آفریده شده که نمی توانند در مقابل نیاز به سلام گفتن مقاومت کنند.آنچه خواندید بخشی از سخنان "ریچارد برتن" بازیگر بزرگ تئاتر و سینمای کشور انگلستان، در معرفی ماهیت هنر تئاتر است. هنری که امروزه ضرورت حفظ و حراست از آن بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. چرا که در قرن بیست و یکم ایجاد ارتباط، مهم ترین عامل در زندگی است و تئاتر که مجموعه ای از تمام هنرهای بشری از جمله نقاشی، موسیقی، شعر و ادبیات است; ژرف ترین راه برای برقراری ارتباط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با دیگری است. به همین دلیل امروزه ما کمتر جامعه ای را در دنیا می توانیم تصور کنیم که دارای شکلی از هنر نمایش نباشد.البته برای رسیدن به یک تئاتر واقعی که بتواند وسیله ای برای ارتباط باشد، باید از آموخته های دیگران بهره گرفت و سپس خود آفرید; یعنی یک تئاتر خوب بیش از وسایل تکنیکی وامکانات، نیازمند دانش تئاتر است. چون وقتی دانش تئاتر محور کار باشد، خلاقیت های هنری و فنی، جای خالی بسیاری از عوامل دیگر را جبران می کند و چه بسا عامل ابداع نیز می گردد. ولی یک هنرمند بدون شعور تئاتری اگر تمام امکانات نمایشی را نیز در اختیار داشته باشد، باز یک پایش لنگ است.از همین رو امروزه رشته نمایش به عنوان یکی از رشته های مهم هنری در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی تدریس می شود این رشته در مقطع کارشناسی دارای5 گرایش ادبیات نمایشی ، کارگردانی ، بازیگری ، صحنه آرایی و نمایش عروسکی است.
گرایش ادبیات نمایشی :
هر متن نمایش علاوه بر هدفی که متن به خاطر دست یافتن به آن به رشته تحریر درمی آید، متکی و پایدار بر سه عامل اساسی شخص بازیگر، عمل و بیان است که در ترکیب با یکدیگر نمایشنامه را ایجاد می کند. در گرایش نمایشنامه نویسی ، دانشجو می آموزد که چگونه یک نمایشنامه را برای اجرا بر روی صحنه بنویسد; یعنی چگونه خود را جای یک یک افراد نمایش گذاشته و شخصیت آنها را به درستی خلق کند و با ایجاد گره های نمایشی و بازکردن آنها، نمایش را از اول تا آخر به جلو ببرد.
درس های این رشته در طول تحصیل :
دروس مشترک در گرایش های مختلف نمایش :
تاریخ نمایش ، جامعه شناسی ، آشنایی با ادبیات کهن ایران و جهان ، آشنایی با هنرهای تجسمی ، اصول و مبانی ارتباطات ، آشنایی با هنر در تاریخ ، آشنایی با ادبیات معاصر ایران و جهان ، فرهنگ عامه و تمثیل شناسی ، تاریخ فلسفه ، آشنایی با تعزیه ، مبانی دکور و صحنه آرایی ، مبانی نمایشنامه نویسی ، مبانی بازیگری ، مبانی نمایش عروسکی ، روش تحقیق و تدوین پایان نامه ، نمایش در ایران.
دروس تخصصی گرایش ادبیات نمایشی :
آشنایی با متون فارسی نمایشی ، تاریخ ادبیات نمایشی ، اصول و فنون نمایشنامه نویسی ، داستان نویسی ، سبکهای ادبی جهان ، نقد در نمایش ، شخصیت شناسی ، دیدن و تحلیل نمایش ، آشنایی با فیلمنامه نویسی ، نمایشنامه نویسی رادیو و تلویزیون ، پایان نامه.
گرایش کارگردانی:
در قدیم کارگردان تنها مراقب بود که "وحدت نمایش " حفظ شود اما امروزه کارگردان مسوولیت "معنی " آن را نیز برعهده دارد. کار هنری کارگردان را می توان به دو مرحله تقسیم کرد. نخستین بخش تهیه و تدارک و مشتمل بر انتخاب متن ، تجزیه و تحلیل آن و انتخاب بازیگر است و بخش دوم کار عملی با بازیگران; یعنی فرآیند تمرین می باشد.
دروس تخصصی گرایش کارگردانی :
کارگردانی ، تحلیل نمایشنامه ، نمایش ایمائی ، امکانات صحنه ، موسیقی صحنه ، موسیقی در نمایش ، شیوه های نمایش در ایران ، سبک ها و شیوه های اجرا، ماسک و گریم ، دکور، اصول کارگردانی نمایش رادیوئی ، دیدن و تحلیل نمایش ، اجرای کارگاهی نمایش های ایران ، ترکیب در صحنه ، اصول کارگردانی نمایش تلویزیونی ، پایان نامه.
گرایش بازیگری :
بازیگری در مفهوم حرفه ای آن ، کشف حقیقت بی هیچ ابهامی در گفتار نویسنده و انتقال این کشف به تماشاگر است. در واقع بازیگر، یعنی کسی که با صداقت تمام به آنچه بر روی صحنه می گذرد، ایمان داشته باشد و با تمام وجود نقش خود را بر روی صحنه تجربه کرده و در واقع بر روی صحنه زندگی کند.باید گفت که هنر بازیگری در طول تاریخ پیشرفت قابل توجهی داشته و روش ها و تکنیک های مختلفی در این هنر ایجاد شده است. در نتیجه امروزه تحصیل آکادمیک بازیگری ضروری است.
دروس تخصصی گرایش بازیگری :
امکانات صحنه ، نمایش ایمائی ، تحلیل نمایشنامه ، بدن ، بیان ، شیوه های نمایش در ایران ، ماسک و گریم ، سبک ها و شیوه های اجرا، شخصیت شناسی ، تربیت حس ، بازیگری ، اجرای کارگاه های نمایش های ایرانی ، بازیگری سینما، دیدن و تحلیل نمایش ، بازیگری رادیو و تلویزیون ، پایان نامه.
گرایش صحنه آرایی :
یک صحنه آرا با توجه به امکانات سالن و دستگاه های مکانیکی موجود، فضای کلی نمایش را ایجاد می کند و به همین دلیل طراح نور، طراح لباس و چهره پرداز زیر نظر وی فعالیت می کنند. همچنین یک صحنه آرا تلاش می کند تا به ساده ترین وجه ، حس های موجود در نمایش را به یاری دکور ایجاد نماید چون حتی یک رنگ نامناسب در صحنه ، می تواند فضا را مخدوش کند.
دروس تخصصی گرایش صحنه آرایی :
طراحی و نقاشی ، نقشه کشی ، شناخت مواد، آشنایی با فضاهای سنتی ایران ، آشنایی با طراحی و دوخت لباس ، تاریخ تحولات دکور، امکانات صحنه ، کارگاه رنگ ، پرسپکتیو در صحنه ، نور در صحنه ، تاریخ لباس در غرب و ایران ، ماسک و گریم ، شیوه های نمایش در ایران ، دیدن و تحلیل نمایش ، کارگاه دکور و صحنه آرایی ، اجرای کارگاهی نمایش های ایرانی ، طراحی صحنه نمایش عروسکی ، آشنایی با صحنه سینمائی و تلویزیونی ، صوت ، پایان نامه.
گرایش نمایش عروسکی:
نمایش عروسکی یکی از قدیمی ترین شیوه های نمایش است که در دوران های گذشته هنگامی که ظاهرا سرگرمی های کمی وجود داشت، جوانان و پیران از هر طبقه اجتماعی شیفته آن بودند چون با آن که عروسک ها بی جان هستند، نمایش عروسکی نزدیک تر از هر شکل نمایشی با تماشاگر رابطه برقرار می کند و عروسک گردان با مهارت بسیار، نظریات اخلاقی، سیاسی واجتماعی خود را از طریق نمایش بازگو می کند. در حال حاضر نمایش عروسکی رونق گذشته را ندارد و در بسیاری از کشورها تنها شیوه ای از تئاتر کودک و نوجوان قلمداد می شود. حتی اگر ما نیز آن را شیوه ای از تئاتر کودک و نوجوان قلمداد کنیم، باید برای پاسخگویی به خیل عظیم کودکان و نوجوانان کشورمان به آموزش این شیوه از نمایش بپردازیم تا دانشجویان رشته تئاتر ضمن آشنایی با ساخت و کار انواع عروسک ها از جمله عروسک نخی ، میله ای ، دستکشی و سایه ای و همچنین آموزش فن صدا بتوانند در این زمینه مهارت های لازم را کسب کنند.
دروس تخصصی گرایش نمایش عروسکی :
کارگاه نمایش عروسکی ، طراحی و نقاشی ، فن بیان ، نمایشنامه نویسی عروسکی ، موسیقی در نمایش ، شناخت مواد، تاریخ نمایش عروسکی ، آشنایی با فضاهای سنتی ، موسیقی در نمایش عروسکی ، ماسک و گریم ، شیوه های نمایش در ایران ، کارگردانی نمایش عروسکی ، طراحی صحنه نمایش عروسکی ، آشنایی با ادبیات کودکان ، دیدن و تحلیل نمایش عروسکی ، بازیگری نمایش عروسکی ، کودک و نمایش ، پایان نامه.
توانایی های لازم :
هنر تئاتر یک هنر جمعی است; یعنی یک هنرمند تئاتر نمی تواند به تنهایی فعالیت کند به همین دلیل باید فردی انعطاف پذیر بوده و توانایی کار گروهی را داشته باشد. همچنین لازم است فردی خلاق و نوآور باشد. یک بازیگر باید علاوه بر صدای رسا و بدون تنش و لرزش و آمادگی جسمانی خوب ، اندیشه ای پویا و حسی قوی داشته باشد تا بتواند فضای ذهنی نمایش را تصور کرده و بازسازی کند. دانشجوی ادبیات نمایشی نیز باید قلم خوبی داشته و اطلاعات عمیقی در مورد اقتصاد، روانشناسی ، جامعه شناسی ، فرهنگ و ادبیات ایران و جهان داشته باشد و همچنین صبور و با حوصله باشد چون نوشتن یک نمایشنامه روزها و حتی ماه ها طول می کشد.
منبع:سایت رشد
وظیفه نمایش را انتقال مفاهیم انسانی در تمام سطوح دانستهاند. در کشور ما بسیاری از بزرگان نمایش، سالیان درازی است که به این رشته غناء بخشیدهاند و همیشه در خاطرات خود به منشاء اصلی موفقیتشان، که تئاتر باشد، اعتراف دارند .
رشته نمایش گرایشهائی همچون ادبیات نمایشی- بازیگری- گارگردانی- نمایش عروسکی- صحنهگردانی را در خود جای داده و دانشآموزی میتواند در این رشته موفق باشد که در انجام کار گروهی توانا ، به ادبیات فارسی مسلط، حافظه قوی و ذهنی خلاّق و مبتکر داشته باشد.
ضریب دروس درک عمومی هنر و خلاقیت تصویری و تجسمی، و خلاقیت نمایش 4 میباشد.
| ردیف | نام درس | ردیف | نام درس | ||
| 1 | آشنایی با ادبیات معاصر ایران | 2 | آشنایی با ادبیات کهن ایران و جهان | ||
| 3 | آشنایی با صحنه سینما و تلویزیون | 4 | آشنایی با طراحی و دوخت لباس | ||
| 5 | آشنایی با فضاهای سنتی | 6 | آشنایی با فیلمنامه نویسی | ||
| 7 | آشنایی با متون فارسی نمایشی 1 | 8 | آشنایی با متون فارسی نمایشی 2 | ||
| 9 | آشنایی با هنر در تاریخ | 10 | اجرای کارگاه نمایش ایرانی 1 | ||
| 11 | اجرای کارگاه نمایش ایرانی 2 | 12 | اصول و فنون نمایشنامه نویسی 1 | ||
| 13 | اصول و فنون نمایشنامه نویسی 2 | 14 | اصول و مبانی ارتباطات | ||
| 15 | اصول کارگردانی نمایش تلویزیونی | 16 | اصول کارگردانی نمایش رادیویی | ||
| 17 | امکانات صحنه | 18 | بازیگری 1 | ||
| 19 | بازیگری 2 | 20 | بازیگری رادیو و تلویزیون | ||
| 21 | بازیگری نمایش عروسکی | 22 | بدن 1 | ||
| 23 | بدن 2 | 24 | بررسی نظریههای جدید در ادبیات | ||
| 25 | بیان 1 | 26 | بیان 2 | ||
| 27 | پایان نامه رساله | 28 | پایاننامه | ||
| 29 | پرسپکتیو در صحنه | 30 | تاریخ ادبیات نمایشی 1 | ||
| 31 | تاریخ ادبیات نمایشی 2 | 32 | تاریخ ادبیات نمایشی 3 | ||
| 33 | تاریخ تحولات دکور | 34 | تاریخ تطبیقی ادبیات ایران و جهان | ||
| 35 | تاریخ فلسفه | 36 | تاریخ لباس در غرب و ایران | ||
| 37 | تاریخ نماشی عروسکی | 38 | تاریخ نمایش 1 | ||
| 39 | تاریخ نمایش 2 | 40 | تحلیل نمایشنامه 1 | ||
| 41 | تحلیل نمایشنامه 2 | 42 | تربیت حس 1 | ||
| 43 | تربیت حس 2 | 44 | ترکیب در صحنه | ||
| 45 | تعزیه شناسی | 46 | جامعه شناسی 1 | ||
| 47 | جامعه شناسی 2 | 48 | جنبههای نمایشی در فارسی 1 | ||
| 49 | حرکت 1 | 50 | حرکت 2 | ||
| 51 | داستان نویسی 1 | 52 | داستان نویسی 2 | ||
| 53 | دیدن و تحلیل نمایش عروسکی | 54 | دیدن و تحلیل نمایشنامه 1 | ||
| 55 | دیدن و تحلیل نمایشنامه 2 | 56 | روش تحقیق | ||
| 57 | روش تحقیق در هنر | 58 | روش تحقیق و تدوین پایان نامه | ||
| 59 | زبان تخصصی 1 | 60 | زبان تخصصی 2 | ||
| 61 | زبان شناسی عمومی | 62 | سبکها و شیوههای اجرا | ||
| 63 | سبکهای ادبی جهان | 64 | شخصیت شناسی 1 | ||
| 65 | شخصیت شناسی 2 | 66 | شناخت مواد | ||
| 67 | شیوههای نمایش در ایران | 68 | صنایع ادبی | ||
| 69 | صوت | 70 | طراحی صحنه نمایش عروسکی 1 | ||
| 71 | طراحی صحنه نمایش عروسکی 2 | 72 | طراحی و نقاشی 1 | ||
| 73 | طراحی و نقاشی 2 | 74 | طراحی و نقاشی 3 | ||
| 75 | فرهنگ عامه و تمثیل شناسی | 76 | فن بیان 1 | ||
| 77 | فن بیان 2 | 78 | ماسک و گریم | ||
| 79 | مبانی بازیگری 1 | 80 | مبانی بازیگری 2 | ||
| 81 | مبانی دکور و صحنه آرایی 1 | 82 | مبانی دکور و صحنه آرایی 2 | ||
| 83 | مبانی نمایش عروسکی 1 | 84 | مبانی نمایش عروسکی 2 | ||
| 85 | مبانی نمایشنامه نویسی 1 | 86 | مبانی نمایشنامه نویسی 2 | ||
| 87 | مبانی هنرهای تجسمی | 88 | مبانی کارگردانی 1 | ||
| 89 | مبانی کارگردانی 2 | 90 | موسیقی در نمایش | ||
| 91 | موسیقی در نمایش عروسکی | 92 | نشانههای معنا در ادبیات نماشی | ||
| 93 | نقد ادبیات نمایشی | 94 | نقد ادبیات نمایشی 2 | ||
| 95 | نقد در نمایش 1 | 96 | نقد در نمایش 2 | ||
| 97 | نقشه کشی | 98 | نگارش برای رادیو و تلویزیون | ||
| 99 | نمایش ایمایی 1 | 100 | نمایش ایمایی 2 | ||
| 101 | نمایش در ایران | 102 | نمایش معاصر ایران | ||
| 103 | نمایشنامه نویسی | 104 | نمایشنامه نویسی 2 | ||
| 105 | نمایشنامه نویسی رادیو تلویزیونی | 106 | نمایشنامه نویسی عروسکی 1 | ||
| 107 | نمایشنامه نویسی عروسکی 2 | 108 | نور در صحنه | ||
| 109 | کارگاه دکور 1 | 110 | کارگاه دکور و صحنه آرایی 1 | ||
| 111 | کارگاه دکور و صحنه آرایی 2 | 112 | کارگاه فیلمنامه نویسی پیشرفته | ||
| 113 | کارگاه نرنگ | 114 | کارگاه نمایش عروسکی 1 | ||
| 115 | کارگاه نمایش عروسکی 2 | 116 | کارگاه نمایش عروسکی 3 | ||
| 117 | کارگاه نمایش عروسکی 4 | 118 | کارگاه نمایشنامه نویسی پیشرفته | ||
| 119 | کارگردانی 1 | 120 | کارگردانی 2 | ||
| 121 | کارگردانی 3 | 122 | کارگردانی 4 | ||
| 123 | کودک و نمایش | ||||
صنعت و بازارکار
فارغالتحصیلان این رشته بعنوان گروهی از هنرمندان جامعه وظیفه انتقال مفاهیم فرهنگی را با بیانی هنری عهدهدار میباشند. این فارغالتحصیلان توانایی انجام کلیه امور مربوط به نمایش اعم از نویسندگی، کارگردانی، بازیگری، دکورسازی، صحنهآرایی، نمایش عروسکی را متناسب با گرایش خود دارا بوده و میتوانند جذب مراکز هنری و آموزشی شوند.